لیست پست‌های : Mohsen

مامان گفت دوست داره برای دفاع فایزه تهران باشیم. رفتن سختمه ولی شاید برای کمک به او در تهیه مقدمات دفاعش مفید باشم. احتمال زیاد میرم.

پشت استخر آن طرف‌تر خانه بودم که عمو رحیم زنگ زد که آقای اشتری بهم زنگ زده که بریم ثبت برگه امضا کنیم. من الان قم هستم. من هم زنگ زدم به آقای اشتری که عمو رحیم زنگ زد اینجوری گفت. می‌خواهید شما هم نیایید و فردا با عمو رحیم بیایید. گفت باشه ایرادی نداره.

معنی حدود پنجاه تا لغت دیگه رو هم درآوردم و در سایت وارد کردم. برم چند تا چای بخورم و بعد زنگ بزنم به آقای اشتری ببینم می‌آد برای امضا یا نه.

الان مطالبی را که در مبحث فلسک خوانده بودم تمرین کردم. خیلی راحت و خوب بود. فکر نمی‌کردم اینقدر بی‌دردسر جواب بگیرم. تا باد چنین بادا!

حدود چهل و پنج لغت را در دیکشنری سایت آبادیس و گوگل ترنسلیت جستجو و در قسمت دیکشنری سایت وارد کردم. حالا باید دنبال یک نفر بگردم تا این لغت‌ها رو بخونه و حفظ کنه!

بورس امروز بالای خوبی زد. ده میلیون تومان مثبت شدم. گرچه هنوز در زیانم.

بعد از مدت‌ها امروز دوباره یکساعت در مورد فلسک خوندم. در مورد websocket ها و push کردن اطلاعات از سرور به کلاینت.

آقا رضا را بردم و آقا منصور هم خودش آمد و برگه را امضا کرد. با آقای اشتری هم برای فردا ساعت دوازده هماهنگی کردم.

چای بخورم و بروم دنبال رضا رجبی و ببرمش ثبت برای امضای برگه. بعد هم با منصور کنگرانی هماهنگ کنم. لعنت بهت مسلم صفادل که همه‌ی اینها کار توست.

الان دیدن یک ویدئوی یکساعت و دوازده دقیقه‌ای از رابرت شیلر برنده‌ی نوبل اقتصاد در سال ۲۰۱۳ را تمام کردم. اکثر ویدیوها را با زیرنویس می‌بینم و فعلا سعیم بر اینست که تلفظ لغات را توجه کنم و نیز بتوانم کلمات را تمیز دهم. حسرت بزرگ زندگی‌ام در کنار حسرت‌های بسیار دیگر ندانستن زبان انگلیسی است.

معنی چند تا لغت انگلیسی را که در ویدیوبینی‌هایم یادداشت کرده بودم، در اینترنت جستجو کردم و در همین سایت همراه با تلفظشان وارد کردم. لغت‌خوانی‌ها و تمرین انگلیسی را از این به بعد در همین سامانه انجام خواهم داد.

مسلم صفادل زنگ زد و گفت فردا داریم می‌رویم تهران. گفتم باشد! ایراد ندارد. این هم آخرین پدرسوخته بازی آقای رضایی. فردا رضای شیخ ذبیح و منصور کنگرانی را می‌برم ثبت برای امضای برگه. به عمو رحیم زنگ زدم که او هم وقتی آمد شهر برگه را امضا کند.

برویم برای سومین ساعت مطالعه‌ی امروز.

یک تصمیم اساسی باید بگیرم در مورد شیوه‌ی نگارشم. یا محاوره بنویسم یا کتابی. اینجور درهم و برهم شایسته‌ی من نیست! از این به بعد کتابی می‌نویسم.

در حال خوندن #نبرد_با_رکود از پل کروگمن هستم. در واقع اولین اقتصاددان کینزی‌ست که دارم ازش می‌خونم. کتاب خوبیه. چقدر ازش می‌فهمم رو نمی‌دونم!