چرا نمینویسم خدا میدونه. در این مدت دو کتاب رو تموم کردم. یکی «سیاست اقتصادی: شش گفتار دربارهی سوسیالیسم و کاپیتالیسم، اقتصاد و سیاست» از لودویک فون میزس اقتصاددان اتریشی و دیگری «تاریخ مختصر اقتصاد» از نیل کیشتینی. هر دو کتاب مفید بودند.
هایلایتهایی که میکنم رو بعدا با صدای خودم ضبط میکنم و در پیادهرویهای روزانه گوش میکنم. این هم ایدهای بود که یکدفعه به ذهنم رسید و خوشبختانه خالی از فایده نیست.
پیش به سوی کتاب بعدی، «اقتصاد روایی» از رابرت شیلر!
امروز «اقتصاد به زبان ساده» از «لس لیوینگستون» رو تموم کردم. کتاب خوبی بود و اصلا انتظار نداشتم این حجم از اطلاعات را در این تعداد صفحهی اندک منتقل کند. بعد از خواندنش کتاب «منکیو» را ورق زدم و دیدم میتوانم اطلاعات تکمیلی هر مبحث را از این کتاب بخوانم.
باید وقت بذارم و حجم عظیم یادداشتهایی که هنگام مطالعه برداشتهام بخوانم.
بالاخره با اصرار فرشته «انسان خردمند» رو خوندم. امروز تمامش کردم. بدک نبود. به زردیای که فکر میکردم نبود، یا شاید اصلا زرد نبود!
در بین این کتاب و «چرا ملتها شکست میخورند» دو کتاب دیگر هم خواندم ولی از آنجا بیحال و تنبلم این جا ننوشتمشان. یکی «اقتصاد در یک درس» از هنری هزلیت و دیگری «اقتصاد چگونه کار میکند» از راجر فارمر.
«راه بردگی» از هایک را ادامه ندادم. قدری سنگین بود. باید بعدا سراغش بروم.
به قول جادی با سرعت غیرقابل تصوری دارم پیش میرم.
دیروز بالاخره «ملتها چرا شکست میخورند» را تمام و امروز «راه بردگی» از فردریش فون هایک رو شروع کردم. در خواندنش کمی مشکل دارم. جلوتر بروم بهتر میتوانم داوری کنم که مشکل از ترجمه است یا کتاب به ذات مشکل است و یا اینکه من برای ورود در این موضوع زیادی کم دانشم.
دارم چرا ملتها شکست میخورند؟ از عجم اوغلو رو میخونم. حدودا صفحهی چهارصد و پنجاهم و دویست صفحهی دیگه مونده. یه جاهاییش واقعا روده درازی صرفه. خستهم کرده ولی از ترس اینکه مبادا اطلاعات به درد بخوری رو از دست بدم، که یقینا اطلاعات مفیدی هم بین این چونهدرازیها هست، مجبورم ادامه بدم.
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 2 سال 2 هفته پیش تحت عنوان چالش-100-فیلم سینمای-ایران عباس-کیارستمی وبلاگ
هشتمین فیلم
با تاخیر زیاد، با تماشای «مسافر» از عباس کیارستمی محصول سال پنجاه و سه، چالش صد فیلم رو پی گرفتم.

بابا لنگ دراز تموم شد. بار اول اوایل اسپانیایی خوندن یعنی سال ۹۷ دیدمش. در این مدت اسپانیایی خوندم ولی خودم رو در راه یادگیری نکشتم! آهسته و پیوسته پیش آمدم. با این وجود اگر بگم بیشتر از هفتاد و پنج درصد دیالوگها رو متوجه میشدم دروغ نگفتم. واقعا لذت بخشه. یادگیری زبان دوم وارد شدن در دنیای دیگرانه. جایی که بهش تعلق نداری ولی درکش میکنی. توصیفش سخته. به همون لذت بخش بودن اکتفا کنید!
آخ که من چقدر جودی رو دوست دارم! جز معدود قهرمانان کارتونهاست که ازشون بیزار نیستم.

نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 2 سال 2 ماه پیش تحت عنوان سینمای-ایران وبلاگ محمدعلی-طالبی چالش-100-فیلم
بید و باد هفتمین فیلم از چالش صد فیلم
بید و باد از محمد علی طالبی رو دیدم. مثل چند فیلم اخیر فیلمنامه از عباس کیارستمی بود.

در سه چهار روز اخیر بیست و چهار قسمت بابا لنگ دراز اسپانیایی دیدم. یه لیست بلند بالا هم از کارتونها جمع کردم که به مرور تماشا کنم. ببینم این قفلِ روی زبونم باز میشه یا نه.
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 2 سال 2 ماه پیش تحت عنوان چالش-100-فیلم سینمای-ایران وبلاگ علیرضا-رئیسیان
ایستگاه متروک، فیلم ششم از چالش ۱۰۰ فیلم
دیشب ایستگاه متروک از علیرضا رئیسیان رو دیدم. دلیل انتخاب این فیلم هم عباس کیارستمی بود. قصهی فیلم از او بود. خوشم آمد؟ نمیدانم! باید نقد به درد بخوری در موردش پیدا کنم و بخوانم.

نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 2 سال 2 ماه پیش تحت عنوان چالش-100-فیلم سینمای-ایران وبلاگ ابراهیم-فروزش
فیلم پنجم از چالش ۱۰۰ فیلم
امروز «کلید» از ابراهیم فروزش رو دیدم. انگیزه انتخاب هم فیلمنامهی فیلم بود که عباس کیارستمی نوشته است. بعد از خوندن نقدِ سایتِ سینما پرس (به فیلمنامهنویس که ایمان داشتم) به کارگردان هم ایمان آوردم!

نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 2 سال 2 ماه پیش تحت عنوان چالش-100-فیلم سینمای-ایران عباس-کیارستمی وبلاگ
چهارمین فیلم چالش ۱۰۰ فیلم!
امروز «دَه» از عباس کیارستمی را دیدم. قبل از عید حدود 100 فیلم سینمای ایران را بازبینی کردم. حقیقتا میتوانم بگویم عباس کیارستمی جز معدود کارگردانهائیست که تمام آثارش ارزش دیدن دارد.

نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 2 سال 2 ماه پیش تحت عنوان سینمای-ایران وبلاگ محمد-رسول-اف چالش-100-فیلم
فیلم سوم، شیطان وجود ندارد
امروز در ادامهی چالش صد فیلم «شیطان وجود ندارد» از محمد رسولاُف را دیدم. دو ساعت و نیم، بیخستگی، پای دستگاه نشستم و تماشا کردم. دیدنش را توصیه میکنم و چیزی از فیلم را هم افشا نمیکنم! ببینیدش.

امروز این کیک رو درست کردم. بیتوجهی کردم و همون مرحلهی اول روغن رو اضافه کردم. توکل بر خدا کرده و ادامه دادم. کشمش رو حذف کردم. نهایتا مایع کیک رو در کاغذ کیک یزدی (؟) ریختم و با خلال بادام تزئین کردم و گذاشتم توی فر. فوقالعاده شد. پُف کرد پُف کردنی!
ناهار کشک بادمجون درست کردم. اون هم خوب شد. رنگش یه مقدار روشن بود که گذاشتم به حساب نوع بادمجون. والله اعلم!
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 2 سال 2 ماه پیش تحت عنوان چالش-100-فیلم سینمای-ایران وبلاگ جعفر-پناهی
فیلم دوم، بادکنک سفید
در ادامهی چالش 100 فیلم امروز بادکنک سفید، محصول سال ۱۳۷۳ از جعفر پناهی رو دیدم. به نظرم خوب آمد. شوکهکننده تموم شد.
