نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 7 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
کاش میشد یه مدت کرکره سیاست رو پایین بکشم ولی نمیشه. توی ایران برای زندگی محکوم به سیاستی.
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 7 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
پاییز، یکی صبحها رو دوست دارم _ البته از ساعت ۹ به بعد _ و یکی هم بعد از غروب آفتاب رو. بعد از ظهر کسلکننده و ملالآوره برام. عیبِ شب فقط اینه که باید سایت رو باز کنم و ترافیک شرکت رو برای روز بعد نگاه کنم. خُب از آنجایی که اوضاع خوب نیست همیشه خیلی با اضطراب این کار رو میکنم. یاد اون روزهای پر ترافیک بخیر. یه روز کارمون به اندازهی یک ماه کار الان بود. ناشکر نیستم. زندگی بالا و پایین داره. بالاش رو دیدیم پایینش رو هم میبینیم. فقط انشالله از این پایینتر نریم! 😂
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 7 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
چهارشنبه صبح رفته بودم برای امضای قرارداد جدید با پست. قبلش رفتم بانک دسته چکم رو عوض کنم و از این چکهای موسوم به صیادی بگیرم. متصدی گفت چکهای باقیمونده رو برای خودت الکی بکش تا تموم بشه و بعد بیا. به همین خاطر خیلی زود به پست رسیدم.
چارهای نبود. باید منتظر همکارم میشدم تا اون هم بیاد. برای همین خودم رو توی خیابون سرگرم کردم. سعی میکردم اسپانیاییِ چیزهایی که میبینم را بگویم. coche و arbol و calle و ... یک دفعه نگاهم به یه برگ درخت چنار افتاد. آن چیزی که فراوانه چنار و فراوانتر از چنار برگ چناره ولی چرا این همه چنار و برگ رو ندیدم؟ یک آن از ذهنم گذشت که بزرگترین حسرت زندگیم کم دیدن و کم شنیدنه.
الان یاد چهارشنبه و این موضوع افتادم و دیدم که در این دو روز هم نه دیدم و نه شنیدم. باید هر شب به خودم بگم امروز چی از دنیا دیدی و چی از دنیا شنیدی. این سوال رو باید تا دم مرگ هر روز و هر شب مرور کنم شاید زندگی رو پربار کنه. به این فکر افتادم که این آیهی قرآن خطاب به امثال منه:
وَكَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ ﴿یوسف، ۱۰۵﴾
و چه بسيار نشانهها در آسمانها و زمين است كه بر آنها مى گذرند در حالى كه از آنها روى برمىگردانند. (یوسف، ۱۰۵)
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 7 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
مفیدترین کاری که این روزها میکنم یکی خوندن روزانه یک جز قرآنه و دیگری رفتن به کلاس زبان اسپانیایی.
اوضاع کسب و کار خوب نیست. خدا خودش بخیر بگذرونه.
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 7 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذَابِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿مائده، ۳۶﴾
در حقيقت كسانى كه كفر ورزيدند اگر تمام آنچه در زمين است براى آنان باشد و مثل آن را [نيز] با آن [داشته باشند] تا به وسيله آن خود را از عذاب روز قيامت بازخرند از ايشان پذيرفته نمى شود و عذابى پر درد خواهند داشت (مائده، ۳۶)
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 7 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
امروز برای بار دوم در امسال به معنای واقعی کلمه درمونده شدم. هیچ کاری از دستم بر نمیاومد. شکست خورده محض بودیم جلوشون. یک آن فکر کردم آبرومون میون مردم داره میره. شیطون رفته بود توی جلدش و دهنش رو باز کرده بود به حرفهای سخیف. بیشرف نمیدونست کی روبروش واستاده. برای اولین بار از ذهنم گذشت و بهش گفتم نفرینشون کن.
گذشت ولی دیگه آدم سابق نمیشم. خدا برای کسی نخواد.
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 8 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
امروز باز هم رفتم اداره مالیاتی. این بار ممیز بود ولی سیستم قطع بود. دو ساعت داخل اداره و بیرون اداره پرسه میزدم و هر از گاهی پیش ممیز میرفتم تا ببینم سیستم وصل شده تا بتونه قبض پرداخت رو بده یا نه. آخر سر هم درست نشد. بهش گفتم شنبه دوباره میام. حسنی که داشت امروز برخلاف دفعه قبل خیلی مودب و مهربون شده بود.
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 8 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
نفرتانگیزترین بخش کار من، رفتن به اداره مالیات و همچنین مهیا کردن مدارک برای ثبت توسط حسابداره. اعصابم رو به هم میریزه. چقدر در میاریم که مالیات بدیم؟
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 8 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
امروز پاییز تهران با باریدن باران شروع شد. به قول روحانی علی برکت الله!
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 8 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
با خوندن روزی نیم جزء، امروز قرآن رو کامل ختم کردم. چند روزی نتونستم بخونم بهمین خاطر یه مقدار بیشتر از شصت روز طول کشید. با صدای ماهر المعیقلی گوش میکنم و میخونم. فوقالعاده خوش صداست.
از ابتدای امسال بار دومه که قرآن رو کامل خوندم. بار اول در ماه رمضان بود.
الحمدلله!
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 8 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
آخرین نامه که از کربلا به مدینه فرستاده شد چنین بود:
از حسین بن علی به محمد (حنفیه) پسر علی و هر کس از قبیله بنی هاشم که نزد اوست.
بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
امّا بَعد: فَکانَّ الدُّنیا لَمْ تَکُنْ وَ کانَّ الْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ وَ السَّلام؛
به نام خدای بخشنده مهربان،
امّا بعد، پس گویی هرگز دنیایی نبوده و گویا هماره آخرت است والسلام.
گرفته شده از کانال «قدحهای نهانی»
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 8 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿سوره صف، ۸﴾
میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا گرچه كافران را ناخوش افتد نور خود را كامل خواهد گردانيد (سوره صف، ۸)
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 8 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
شنبه کلاس اسپانیایی ثبتنام کردم. کلاس فشرده یک ماه و نیمه که برای گرفتن مدرک a2 باید چهار ترم برم از قرار ترمی ۴۷۰ هزار تومن. توی ده سال اخیر تنها باری که سر کلاس حاضر شدم کلاس آییننامه رانندگی بوده!
برای خودم موفقیت و گشوده شدن افقهای بالاتر آرزو میکنم.
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 8 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
آیا من به خدا اعتماد دارم؟ تمام نگرانیهای روزمرهی من در جواب این سوال پنهانه.
الشَّيطانُ يَعِدُكُمُ الفَقرَ وَيَأمُرُكُم بِالفَحشاءِ ۖ وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَغفِرَةً مِنهُ وَفَضلًا ۗ وَاللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ ﴿بقره،۲۶۸﴾
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 8 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
معاملهی خونهی پیشگفته سر نگرفت. خیلی بالا قیمت گذاشته بود. میخواست تمام ناکامیهای مالیش رو سر قیمت این خونه جبران کنه!