معنی چند تا لغت انگلیسی را که در ویدیوبینیهایم یادداشت کرده بودم، در اینترنت جستجو کردم و در همین سایت همراه با تلفظشان وارد کردم. لغتخوانیها و تمرین انگلیسی را از این به بعد در همین سامانه انجام خواهم داد.
مسلم صفادل زنگ زد و گفت فردا داریم میرویم تهران. گفتم باشد! ایراد ندارد. این هم آخرین پدرسوخته بازی آقای رضایی. فردا رضای شیخ ذبیح و منصور کنگرانی را میبرم ثبت برای امضای برگه. به عمو رحیم زنگ زدم که او هم وقتی آمد شهر برگه را امضا کند.
برویم برای سومین ساعت مطالعهی امروز.
یک تصمیم اساسی باید بگیرم در مورد شیوهی نگارشم. یا محاوره بنویسم یا کتابی. اینجور درهم و برهم شایستهی من نیست! از این به بعد کتابی مینویسم.
در حال خوندن #نبرد_با_رکود از پل کروگمن هستم. در واقع اولین اقتصاددان کینزیست که دارم ازش میخونم. کتاب خوبیه. چقدر ازش میفهمم رو نمیدونم!
چی میشد یکی پیدا میشد و یکی از این دامینهای منو با قیمت خیلی خوب میخرید؟ خدایا گشایشی!
خدا صابر راستیکردار رو بیامرزه. اینجا دارم از فونت ساحلش استفاده میکنم. جز از روی کارهاش نمیشناختمش. جوون مفید و کاردرستی بود. وبلاگش را هم میخواندم. آراسته به زیور اخلاق نیز بود.
مسلم صفادل داشت دیوانهام میکرد. مدام میگفت این متن همهش نظر تو بود و از متن آقای رضایی چیزی ننوشتیم. بهش میگم آخه متن اون مغشوشه و به همهی موارد اشاره نکرده. لااقل بگو کجاش اشتباهه که ننویسیم. گفت نه همهش درسته! امان از دستت ممد رضایی که اگر نبودی دو سال پیش این قضیه رو حل کرده بودیم.
ساعت سرور هم گویا هفت هشت دقیقهای جلوئه.
چای رو بخورم و برم ادارهی ثبت. نظر خودمونو ذیل گزارش عسگری بنویسیم و انشالله گزارش برای طرح بره هیئت نظارت اراک.
اصلا نمایش خوبی در موبایل نداره
یه خط در میون سرور خطا میده. چیزی که در لاراول هیچ وقت ندیده بودم.
بالاخره بعد از کلی سر و کله زدن گویا درست شد.