تگ: microblog

حدود سه ساعت و نیم خوندم. تمرکز نداشتم و ادامه ندادم.

قدرت بی‌قدرتان تمام شد. کتاب خوبی بود؛ حالا بگو یک خرده ازش تعریف کن نمی‌تونم! همین کلید واژه‌ها شاید تا حدود زیادی کافی باشه و شاید کتاب اثرش را در ناخودآگاهم گذاشته باشه. «زیستن در دایره‌ی حقیقت»، «دولت شهر موازی»، «حیات مستقل جامعه»، «جنبش‌های دگراندیشی»

به امید چهار ساعت مطالعه مفید در روز جاری. برم که ساعت اول رو شروع کنم.

کلافه‌ام. وضع مالی خوب نیست. خیلی از چیزهایی رو که می‌خوام تهیه کنم نمی‌تونم. اگر زبونم لال پیشامد غیر مترقبه‌ای پیش بیاد آسیب مالی شدید بهم می‌خوره. حس ترس و ناامنی شدید دارم. مطالعه و برنامه‌نویسی و به قول جوونترها کُس‌کلک‌بازی‌ها نشد کار و زندگی‌ای که داشتنش از هر آدمی توقع می‌ره. باز هم شکر. دو تا خونه تهران دارم و قدری پس‌انداز. کرایه‌ی خانه‌ها و سود پول باعث میشه زیر خط فقر گذران کنیم. شاید گشایشی شد. راستش یه توییت خوندم که فکرم رو به هم ریخت. دختره نوشته بود همسر سابقم همیشه منتظر بود، منتظر جور شدن معامله، منتظر فروختن ماشین، منتظر خرید خونه. خوشحال بود که جدا شده و از این انتظار رها شده. با خودم مقایسه کنم. واقعا الان چکار میشه کرد که منتظر رخداد خوشایندی در آینده نباشم؟ عقلم به جایی نمی‌رسه. من کار زیادی از دستم برنمی‌آد. انتظار تنها پناهگاه منه، کاش توی یکی دو تا از بزنگاه‌های زندگیم عاقلانه‌تر عمل کرده بودم. خدا بخیر کنه.

یک مقدار برف گرفت. امسال با بارش برف زیاد حال نمی‌کنم.

لعنت به این کثافت‌خونه‌ی بورس. سر به سر بشم بفروشم خیال خودم رو راحت کنم.

خواندم. دو ساعت خواندم. مطالعه‌ای دقیق و با حضور ذهن بود. یک ده صفحه‌ای مانده تا این کتاب هم تموم بشه. کتاب کم صفحه‌ایست. حدود صد و بیست صفحه. قدرت بی‌قدرتان از واتسلاو هاول.

ببینم می‌تونم دو ساعت مطالعه کنم یا نه. تا سه ساعت دیگه مشخص می‌شه.

حس و حال خوندن ندارم. البته جمعه‌ست و به طور طبیعی روز تعطیلیمه ولی هفته‌ی بعد دارم می‌رم تهران و می‌ترسم عادت مطالعه کلا از سرم بیفته.

مثل اینکه باراک اوباما با جنیفر انیستون ریخته رو هم و داره از زنش، میشل اوباما، جدا می‌شه.

آپلود عکس رو هم اعمال کردم و در گام نخست تعدادی نقشه‌ی جغرافیایی را در قسمت notepad آپلود کردم. ببینم عکس بدرد بخور پیدا می‌کنم اینجا هم بگذارم یا نه.

آپلود فایل رو تقریبا تمام کردم. متاسفانه در هاست، گیت خطا می‌ده و وصل نمیشه. باید صبر کنم ببینم کی درست میشه که در سایت اعمالش کنم.

بعد از چند روز تمرین نکردن فلسک و پایتون امشب روی آپلود فایل در سایت کار کردم. تموم نشده ولی فردا عملیاتیش می‌کنم. فعلا نوع فایل رو محدود به عکس می‌کنم. اگر بعدا نیاز شد pdf رو هم اضافه می‌کنم.

جمعه رو نباید تعطیل کنم، در عوض ساعات مطالعه رو باید به چهار ساعت در روز افزایش بدم تا مسافرت هفته‌ی آینده به تهران مانع از اجرا یا ناقص ماندن برنامه‌ی مطالعاتیم نشه.

یکساعت و نیم بیشتر مطالعه نکردم. ساعت دوم سر نیم ساعت بود که با دندان گوشه‌ی ناخنم رو کندم. ساعت رو نگه داشتم و بلند شدم که دست و دهانم رو بشورم که دیگه هیچی! با فرشته وارد مباحث ناتمام حق راه باغ همواره شدیم. فردا جبران می‌کنم.